انسان شناسی و معماری

انسان شناسی و معماریReviewed by آریانا on Oct 23Rating: 5.0انسان شناسی و معماریبدن انسان و معماری از طریق روشی ملموس در سطح مهندسی محیط کار با هم ارتباط پیدا می کنند.

هماهنگی موجود در بدن موجودات زنده، نتیجه برقراری تعادل میان گروه های متغیر است. کلیسای جامع نیز از روی بدن موجودات زنده ساخته شده است. هم آیی ها و توازن های موجود در آن که عینا در حدود طبیعت هستند از قوانین کلی نشأت می گیرند. استادان بزرگی که این آثار تاریخی اعجاب انگیز را بنا کرده اند، عالمانی بوده اند که از علم خود در این کارها به خوبی بهره جسته اند. زیرا آنها آثار خود را از روی منابع ابتدایی و طبیعی طراحی کرده اند که هنوز در این آثار زنده باقی مانده اند. (اگوست رادین.)

قیاس میان ساختار بدن انسان و معماری، چه از لحاظ زیبایی شناختی و چه از نظر نمادین وسوسه انگیز است. در نمایش و تعریف ذهنی ما از نظم جهان، این اتم نیست که عنصر نخستین و اساسی منابع محسوب می شود، بلکه بدن ما است. بدن انسان معیاری برای سنجیدن بزرگی و کوچکی، بی شکلی و قاعده مندی، سختی و نرمی، باریکی و عریضی، ضعف و قدرت است. بدن سالم یک انسان، متوازن و متعادل به نظر می رسد. این همان کلی است که به آن چیز زیادی و اضافی نمی توان افزود، نه می توان بازوی سومی به ان افزود و نه حتی یک پا. حس ما از زیبایی می تواند به شکل بدن ما مرتبط باشد.

در تاریخ معماری تلاش هایی که برای “شکل انسانی بخشیدن به معماری” صورت گرفته اند به تعداد آنهایی است که کوشیده اند، بدن انسان را از روی قواعد هندسی بررسی کنند.

هندسه انسان معماری

کشف قواعد متناسب موجود در بدن انسان که اندازه گیری و سنجش در معماری را هدایت می کند، بخشی از این مطلب را شامل می شود. حتی اگر در این کار دایره به مربع تبدیل شده باشد یا بدن انسان به اعداد کلی تقسیم شده باشد یا درون اشکال هندسی ساده قرار داده شده باشد مانند دایره و مربع، نمی توان قرن ها تلاش را نادیده گرفت.

بدن انسان و هندسه

وقتی از ابعاد و اندازه ها صحبت می کنیم به مورد دومی اشاره می کنیم. (قرار دادن در اشکال ساده هندسی) آنچه توجه ما را برای مدتی به خود جلب کرد، شباهت های موجود میان شکل بدن انسان و عناصر معماری معین بود. شناخته شده ترین مثال در این مورد در سه نوع سبک کلاسیک دوره باستان دیده می شود. این امر در طی سه قرن دوره ویتروویانیزم یعنی طی سه قرن بعد از دوره ی رنسانس دارای اهمیت زیادی بوده است.

ستون های سه سبک یونان باستان

با تأثیر گرفتن از بدن انسان، یک ستون می تواند “مذکر “باشد و قدرت، استواری و زیبایی مردانه را القا کند، یعنی همان ستون سبک دوریک با قطری برابر یک ششم ارتفاع خودش، یا می تواند “مؤنث” باشد، یک ستون سبک قرنتنی که باریک تر است و قطر آن برابر است با یک هشتم ارتفاع خود و مطبوع تر است. با سرستونی مزین شده که یادآور سر یک زن با موهای مجعد است و در اخر می تواند “مؤنث” باشد . هر سبکی باید در تطابق با هدف معبد –خدا یا الهه- استفاده می شد. در نمونه های یونان باستان می توان جایگزینی ستون هایی را با هیبت های انسانی یافت. مانند نمونه مجسمه زن ستونی در آکروپلیس یا مجسمه های غول پیکر انسانی در معبد اودئون در میدان شهر آتن.

مجسمه زن ستونی در آکروپلیس

بدن انسان و معماری از طریق روشی ملموس در سطح مهندسی محیط کار با  هم ارتباط پیدا می کنند. روابط میان اندازه، شکل و حرکت، چیزهایی هستند که ضرورتا “مقیاس انسانی” را توصیف می کنند، که البته یک عبارت نسبتا مبهه است و بدون شک به معانی ایدئولوزیک گوناگونی تعمیم می یابد.

وقتی ارتباط ما با معماری ملموس شود، از همدردی واقعی خود نسبت به ما حکایت می کند. اجازه دهید از میان آنها Palazzo اثر Sangallo را برگزینیم. ته ستون، نه تنها یک عنصر قراردادی است که اساس نمای بیرونی را تشکیل می دهد، بلکه ما را به نشستن بر روی خود و تکیه دادن به ان دعوت می کند. پله ها و نرده های بنای Piazza di Spagna در شهر رم هم چنین دعوتی را نجوا می کنند. راهروی بسیار باریک میان کتابخانه و دهلیز اتاق غذاخوری در بنای Villa Karma اثر آدولف لوز در شهر کلارنس ما را از ابعاد حقیقی بدن خود آگاه می سازد. فرانک لوید رایت هم به همین منوال، ارتفاع های متغیری در سقف به کار برده است. ترتیب قرارگرفتن دهانه ها در کتابخانه ی اکستر اثر لوییز کان متعلق به ترتیب قرارگیری بسیار چشمگیر قرن دوازدهم است. هر اطاقکی تشکیل فضای فرعی همراه با یک پنجره را می دهد که برای خواندن مناسب است. در حالی که پنجره های جلوآمده و سخاوتمند در بالا قرار گرفته اند. با مقیاس فضاهای بزرگتر هم متناسب هستند. دیدیم که تناسب و توازن بدن انسان از نقطه نظر تقلید، کنایه آرمانی، کنایه شهوانی و در آخر دعوت انسان به استفاده وارد رشته ی معماری شده است. این موضوع شایسته بحثی عمیق تر است که فراتر از اهداف این متن است.

مطالب برگفته از کتاب: عناصر معماری از فرم به مکان نوشته پیر فون مایس و ترجمه مجتبی دولتخواه

پاسخ دهید